واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

1027

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كرد « 1 » . تا حدى كه اطلاع داريم ، اين نخستين بارى است كه به نام اين جلگه - جلگه‌اى كه در عهد تيموريان شهرت فراوان يافت - برمىخوريم . هلاكو از سمرقند به كش آمد و در آنجا ارغون و بعضى از امراى محلى ايران ( شمس - الدين كرت ملك هرات در سمرقند به خدمت هلاكو رسيد ) از وى استقبال كردند . در ژانويه سال 1256 ميلادى / 654 هجرى با لشكر از آمودريا گذشت و در كرانهء چپ آن رود به شكار شير پرداخت « 2 » . بنابر آن‌چه روبروك دربارهء مرز ميان متصرفات باتو و منكو گفته است و ما نقل كرديم ، ماوراء النهر در منطقهء نفوذ باتو قرار داشته بود . و در واقع اخبارى دربارهء بروز و تجلى نفوذ وى در آن سرزمين در دست است . مثلا پسر مدافع خجند تيمور ملك ، به فرمان باتو همهء اموال منقول و غير منقول پدر خويش را در خجند بازيافت « 3 » .

--> ( 1 ) - رشيد الدين ، چاپ كاترمر ، 149 . ( 2 ) - همانجا ، 153 - 149 . ( مؤلفان ايرانى غالبا كلمهء « شيران » را به جاى « بيران » به كار برده‌اند . - تحريريه ) . بنا به اخبار چينى ( « يوآن - شى » ، ترجمهء بيچورين ، 329 ) ، منكو در زمستان سال 57 - 1256 ميلادى بخارائيانى ( خوى - خوى ) را كه مطيع شده بودند و در مسير آمودريا مىزيستند ميان اعيان و اركان دولت تقسيم كرد . ولى دربارهء وجود استحكامات بر ساحل جيحون - به هنگام لشكركشى هلاكو اطلاعى در دست نداريم . ( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 32 ؛ ( چاپ قزوينى ، I ، 73 ) ؛ . 140 - 139 . d , Ohsson , « Histoire des Mongols » , t . III , PP جوزجانى ( ترجمهء راورتى ، II ، 1172 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 407 - 406 ) ) مداراى باتو را با پيروان اديان مختلفه و حمايت وى را از مسلمانان تركستان مىستايد . در